ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
707
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
باديهنشينان است و لازمهء شهرنشينى آرامش و سكونت گزيدن است و ساكنان شهر بر نگهبانان و سپاهيان شهر تكيه ميكنند تا آنان را از خطرات مصون دارند و از اين رو مىبينيم كه باديهنشينان از سكونت يا اقامت گزيدن در شهرها سر باز مىزنند و تنها موجبى كه آنان را به سكونت در شهرها وا ميدارد توانگرى و تجمل خواهى است و چنين گروهى هم بسيار اندكاند . بدين سبب سراسر يا بيشتر عمران و اجتماع افريقيه و مغرب به وضع باديهنشينى است و مردم آن نواحى چادرنشيناند و داراى چارپايانى از قبيل شتر و گوسفند ميباشند و به زاغههايى در كوهها پناه مىبرند . كليه و يا بيشتر عمران و اجتماع بلاد غير عرب عبارت از دهكدهها و شهرستانها و روستاهايى در ممالك اندلس و شام و مصر و عراق عجم و امثال اينها بوده است ، زيرا اقوام غير عرب جز در موارد قليلى خداوندان نسب نيستند كه سلسلهء خاندان خود را حفظ كنند و در صراحت نسب و پيوند آن بر يك ديگر ببالند ، بلكه اين مزيت اغلب به باديهنشينان اختصاص دارد چه پيوند نسب آنان را به يكديگر نزديكتر مىكند و رشتهء خويشاوندى را استوارتر ميسازد و از اين رو عصبيت آنان هم به همين ميزان مستحكمتر مىشود و خداوندان اين گونه عصبيتها شيفتهء باديهنشينى ميباشند و از اقامت در شهر دورى ميجويند ، چه شهرنشينى دلاورى آنان را از ميان ميبرد و ايشان را متكى به ديگران مىكند . پس بايد اين حقيقت را دريافت و مسائل را بر آن قياس كرد . [ 1 ] فصل هشتم در اينكه بناها و ساختمانها در ميان ملت اسلام نسبت به توانايى آنها و نسبت به دولتهايى كه پيش از آنان ميزيستهاند اندك است و علت آن نظير مطالبى است كه دربارهء بربرها ياد كرديم ، زيرا عرب نيز از
--> [ 1 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت آخر فصل چنين است : « و خدا سبحانه و تعالى داناتر است و كاميابى به اوست » . و متن با ( ينى ) و ( پ ) مطابق است .